مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تو آمـدی و بـر این خـاک آبـرو دادی بهار بودی و بر باغ رنگ و بـو دادی ظهور کردی و آفاق از تو روشن شد به چشم بیرمق ماه و مهر، سو دادی ز فیض نور خود ای آفتاب هستیبخش! به آسمان و زمین جلـوهای نکـو دادی در این کـویـر، تو سرچـشـمـۀ تولایی که بر تمامی لبتـشـنـگان سـبـو دادی ز هجرتی که تو را از مدینه کرد جدا چه حـسـرتـی به دل بیقـرار او دادی ز جای پای تو سبز است خاک نیشابور به خاک پـاک خـراسان تو آبرو دادی کلام وحی ز لبهای تو شنیدن داشت که شرح حِصن ولا را تو موبهمو دادی نمـاز عـیـد تو شد یک حـمـاسۀ دیگـر پـیـام بـر همه از «لا تَـفَـرَّقـوا» دادی به هر کسی که به دارالامان تو رو کرد همیشه فرصت و امکان گـفتگـو دادی فـدای قـلـب رئوفـت شـوم که دلها را کـبـوتـرانـه به ایـن آسـتـانـه خـو دادی عجیب نیست ز تو گَر به گوشۀ چشمی جـواب این همه چـشـمِ پُـر آرزو دادی برای عرض ارادت «وفایی»آمد و گفت سیـاهنـامۀ ما را تو شـسـتوشـو دادی |